گویا تب جومونگ ما رو هم گرفت !


اووووووووووووووووووووووووووووووووووو

هوووووووووووووووووووووووووووووووووو

ایولا …… ااااا … ا ا ا ا

هو هو هو هو

دی دی دی دیری ری ری ری

دی دی دی دیری ری ری ری

دوف دوف گیش گیش

دوف دوف

دیلینگ دیلینگ

بله به سلامتی ما از امتحانات بسیار خوف پیش با کمک و یاری خداوند و با توکل بر رهبر کبیر انقلاب (سلواتو بنداز بالا ) با سربلندی و به صورت کاملن شرافت مندانه اومدیم بیرون و حالا شدیدن احساس می کنیم به خودکفایی در زمینه تحصیلی و استقلال رسیدیم. با خودمون پیمان بسته بودیم که تا پایان دوره ی امتحانات به هیچ وجه من الوجوه سراغ  رایانمون نریم و حتا دورش به شعاع دو کیلومتر سیم خاردار کشیده بودیم و واقعنم نرفتیم و الان که نگاه کردم به برنامه ی امتحانیم دیدم که همه ی روزام خط خورده (به این معنی که هیچ روزی رو بای پی سی نبودم) و کاملن سوپ تو پیریز شدم.

امروز طی یک عملیات شهادت طلبانه مسیر منزل تا مدرسه و مدرسه تا منزل و دوباره نیمه های مدرسه تا منزل و دوباره نیمه های دکه ی روز نامه فروشی رو تا منزل با پای پیاده سینه خیز اومدم !!! و وقتی مامان اومد درو واسم باز کرد هیچ کسی رو ندید و گمون فکر که مزاحم باید باشه به همین خاطر سر فحشو کشید به جد و آبادش و دقیقن هنگامی که می خاست درو بکو فونه̨  ها نه ببخشید̨  بکوبونه به هم یه صدایی بسیار بسیار نازک از ته چاه اومد که :

نه نه منو له نکنید … منم منم دخترتون !!

مامان که حسابی خوف کرده بود یه نگاهی انداخت این ور و اون ور ولی بازم هیش کی رو ندید و دوباره تا خاست سر فحشو …اینا (حال ندارم بگم بقیشو) دوباره یه صدای … اینا (حال ندارم بگم بقیشو) که :

نه نه … من این پایینم … !!

بعد مامان یهو دید که ای دل غافل یه شلوار پارچه ای سورمه زانو انداخته ی ریش ریش شده به صورت کاملن وحشیانه کف زمین افتاده در حالیکه یه مانتو هم روشه و آستسنه مانتو طوریه که خشتک پاره شده ی شلوارو بپوشونه (اینجا بود که مامان پیش خودش گفت : آخ آخ دخترم گفت من جنبه ی شلوار زیپی ندارم̨  از اون کشیاش واسم بگیرا اااا ولی من توجهی نکردم) و یه کیف قهوه ای (طبق معمول) افتاده روش.

آها می دونم منتظر چی هستین. خاهشن رگ غیرتتون باد نکنه چرا که :

Don’t worry about a thing
Cause every little thing gonna be alright.

بله یادم رفت بگم که یه مخنعه̨  اوه نه ببخشید̨  یک مغنعه ی مشکی هم زیر اون کیف بود که از زیر چونه ی مغنعه بود که اون صدای ضعیف به سختی شنیده می شد. Ladies And Gentlemen خلاصه مامان اون موقع بود که فهمید چه بلایی سر چاریوت کوچولوش اومده و پیش خودش گفت :

کاشکی اون موقع که می خاست بره مدرسه بش نمی گفتم که اول بره شیر بگیره وبعد بره سر امتحان وگرنه عاقش می کنم که امتحانش 2 شه !

کاشکی اون موقع که می خاست بره مدرسه زنگ نمی زدم سر فحشو بکشم بش که چرا دیشب بنزین ریخت رو فرش و اتاقشو به گند کشید و با پمپ بنزین یکی کرد !

کاشکی اون موقع که داشت می رفت مدرسه جلوی دوستاش بش زنگ نمی زدم که تو غلط کردی اون مغنعه گشاده رو سرت کردی ! *¹

کاشکی اون موقع که داشت از مدرسه میومد خونه بش زنگ نمی زدم و نمی گفتم که سر راحت ربع کیلو خیار شور بگیر وگرنه خودت می دونی !

کاشکی اون موقع که داشت رفته بود به هزار زحمت خیار شور گرفته بود بش زنگ نمی زدم که باید برگردی سر چهار راه و پیک سنجش بگیری و با اینکه بم گفت پول مدارم̨  کاشکی بش نمی گفتم که مشکل خودته ! *²

کاشکی اون موقع که داشت کف کوچه سینه خیز می اومد خونه بش زنگ نمی زدم و نمی گفتم که اگه اومدی تو حیاط و لباسات خاکی بود̨  … (بووووووووووق => به دلیل موازین اخلاقی سانسور شد) !

کاشکی اون موقع ….  اون موقع … کاشکی .. چیزه  کاشکی .. نه دیگه هیچی … اینجا بود که مامان پیش خودش بجای اینکه بشینم اینجا کاشکی کاشکی بکنم بهتره دخترمو از کف زمین جم(ع =>  خاهشن فصیح تر̨  …ع̨  ترتر̨ … ع) کنم.

و این شد که الان ما خدمت شماییم و دارم به سختی روی صفحه ی کیبورد بالا و پایین می پریم تا بتونیم براتون سخنانمون رو تایپ کنیم !!!

*¹ آخه من یه مغنعه دارم که ویژه ی مدرسه رقتن و برگشتن هستش (دقت کنید بر گشتن !!  این خیلی مهمه !!  :D) و هر وقتم این مسیرو میرم و میام تا بیام برسم خونه از شدت تنگی خفه می شم̨  کبود  سرخ  سبز آبی    خلاصه …  (البته این ماجرا مربوط میشه به چند روز پیش ولی برای افزایش حس آمیزی متن گفتم اینجا هم بگم که بیشتر طبیعی بشه)

*²  صد در صد شک ندارم دَدی بش گفته بود که پیک سنجش بخرم. آخه این آزمون دومی رو هم ریدم واسه همین گفته واسه اینکه تنبیه بشی باید از حالا به بعد خودت بری پیک سنجش بخری !! آخه واقعن خیلی چیزه مزخرفیه … به درد سبزی پاک کردنم نمی خوره !!

دانش آموزان عزیز چند تا تذکر ی کاملن جدی هست که نیاز می دونم در بارش توضیح بدم  ( تازشم تو کنکورم هس ):

تذکر 1 : کژال توی کامنتاش گفته بود که قاش چیو این حرفا و من متوجه منظورش نشدم تا اینکه امروز تو کامنت بهراد جان خوندم که نوشته بود قاچ و تازه اون موقع فهمیدم منظورش چی بوده !!! ببین عزیز دل خاهر من شخصن یک بارم تو عمر پر برکتم به جای قاش نگفتم قاچ !! حالا چرا ؟؟ چون هیچ وقتم به جای مامان نگفتم مادر یا به جای بابا نگفتم پدر یا به جای خیلی چیزای دیگه نگفتم خیلی چیزای دیگه ( البته این یکی رو گفتما چون منظورم خود خیلی چیزای دیگه نبود بلکه منظورم از خیلی چیزای دیگه̨  خیلی چیزای دیگه ای بود که الان چون خیلی هستن نمی شه گفتشون و این خیلی چیزای دیگه کاملن استعاری بود̨  حالا مصرحه یا مکنیه بودنش دیگه با خودتِ !!! )

یادمه یه تذکر دیگه هم بود که حالا هرچی فکر می کنم یادم نمی یاد !! اشکال نداره̨  حالا من با طراحا صحبت می کنم که تو کنکور ندنش !! بیخیال

یه چیزی که این چند وقته خیلی ذهنمو مشغول کرده اینه که چند شب پیش داشتم تو گوشی واسه خودمو می چرخیدم که ییهو یه آهنگ از Buckley توش پیدا کردم و هر چی فکر کردم یادم نیومد که از کجا گیرش اووردم. البته یادمه که چند وقت پیش شنیده بودمش ولی اصلن تو پی سیم نداشتمش چه برسه به گوشیم̨  خلاصه کلی مخم پیچید. البته خیلیم حال کردم باش. خیلی باحاله. الان موقشه که بگم آخی جوونه خوبی بود̨  زود مرد̨  آدمای خوب همیشه بعد از مرگشون شناخته میشن̨  ولی مهم اینه که از خودش نام نیک به جا گذاشته باشه (می دونم الان چه حسی بتون دست داده ولی تحمل کنید)

از این ماه که امتحانام تموم شد دیگه واقعن می خام شروع کنم تست زدم و خیلی هم امید وارم و این بار دیگه واقعن راست می گم که می خام دیگه نت نیام تا بعد کنکور. چون واقعن تصمیمم خیلی خیلی جدیه.

آها حالا یادم اومد چی می خاستم بگم :

تذکر 2 : اگه می بینید گاهی من یه چیزو چند بار تکرار می کنم توی پست های مختلف دلیلش اینه که حتمن هنوز اون موضوع تو ذهنم مونده و اگه مشکلی باشه یعنی اینکه هنوز حل نشده. یه دلیل دیگشم اینه که حتمن یادم رفته که قبلنم اینو گفتم. آخه چند روز پیش با یکی از دوستام سر این موضوع مشکلی پیدا کردیم که چرا من یه چیزو شون پخ بار تکرار می کنم̨  گفتم شاید واسه شوما هم این پرسش پیش اومده باشه !!

راستی آخرش تب جومونگ ما رو هم گرفت بد جور !!!  یادمه آخرین سریالی که دیدم از تلویزیون̨  خط قرمز بود که من اون موقع تقریبن یه چیزی تو مایه های فنچ بودم و حقیقتن حماقت به خرج دادم ولی خب به هر حال. جومونگ  تو تعطیلات نوروز یه بار دیدم و بعدش دیگه دنبالش کردم. خیلی عجیبه از خودم تعجب می کنم که  آخه چرا ؟؟؟ نه واقعن چرا ؟؟  میون همه ی کارکتر هایی که در این سریال وجود داره من تنها یکیشو بیشتر از همه ترجیح می دم̨  کلن شخصیتش (نقشش در فیلم) یه حس خاصی بم میده و کلن باش حال می کنم.

همون سمت چپیه که اسمشم نمی دونم :

5160646-jumong.ir-sosano-s-o

الان که بیشتر فکر می کنم می بینم که نظرم عوض شد.از حالا به بعد میام نت ولی خیلی کمتر میام … خیلی خیلی خیلی کمتر … آره این جورکی بهتره !!  :D:D

موزیک این پست :     Jude-Iknow


Chariot

Chariot

~ توسط Chariot در مه 20, 2009.

28 پاسخ to “گویا تب جومونگ ما رو هم گرفت !”

  1. کاشکی نمیومدم و پستت رو نمیخوندم.کاشکی آپ نمیکردی.کاشکی …
    کاشکی هر روز آپ کنی و بیام بهت سر بزنم.خیلی نوشته هات رو دوست دارم.یه جورایی احساس میکنم یه بچه کوچولو داره اونها رو مینویسه.بچه کوچولویی که خیلی سرش میشه.

    • دست شما درد نکنه !! حالا دیگه ما شدیم بچه کوچولو !!! باشه باشه
      ااااااااااااا ااااااا ماااااااااامااااااااانی ی ی ی ی ی

  2. fekonam in yaru k migi azash khoshet umade tu serial gay bashe chun kahharam goft yeki az marday serial asheghesh shode bude

    • آره خب … کلن به تیریپاتشم می خوره … ولی خب من خوشم میاد ازش ولی گویا خاهر محترمه عاشق شده اند ؟؟؟!؟! آری ؟؟

  3. اولن که امیدوارم ننه الهی تو کون کور قبول شی مادر!
    دومندش
    سومندش من یه اعتراف بکنم که خیلی از تیپ های ژاپونی خوشم می آد
    پنجمندش خیلی با مزه نوشته بودی متن رو کلی تیکه با نمک یاد گرفتم

    • وای مرسی س س س آقای محترم … شما چقدر مهربونید. در باره ژاپنی هم همون چور که میدونی منم خوشم میاد … به هر حال ما هر دو(گاویم) دیگه نباس یه شباهتایی داشته باشیم !! :D:D

  4. اولندش که من اصلاً هم از تیپ های ژاپنی خوشم نمیاد!
    دومندش اون یارو همون طور که سولماز میگه به نظر من هم گی هست چون اون طور که خانواده و فک و فامیل برای بنده تعریف کردن همش دور و بر اون زنیکه زشته سوسنه سوسن سوسان یا یه همچین چیزایی می گرده و باباهه هم هیچی نمیگه نتیجه اخلاقی اینکه لابد می دونه از این یارو بخاری بلند نمیشه! خواهر و پدر بزرگوار بنده هم کاملاً متفق القولند که این یارو هموصکشواله و شکی در این نیست!
    سومندش امتحانات قبول درگه حق باشه
    چهارمندش بچه جان تو چرا این قدر غلط املایی داری حالا قاچ و قاشش به کنار! اینجوری بخوای کونکور بدی که کلاهت پس معرکه ست!
    پنجمندش میگم اون آنگ جف باکلی که میگی احیاناً همونی نیست که من تو بلاگم واسه دانلود گذاشته بودم؟؟

    • والا یادم که نیست … تو مگه تو وبلاگت تا حالا آهنگم گذاشتی ؟؟؟
      من که ندیدم !!! آهنگه اسمش خیلی پیچیدس. در حقیقت اسم خاصی نداره ولی انگار یه Grace انداخته تهش که البته به گمونم واس نام آلبومش باشه !!! نمی دونم والا ولی تو فکرشم که آلبوم کامل کاراشو گیر بیارم. شدیدن دارم باش حال می کنم

    • دقیقن همیننی که درباره بابای سوسن و خود سوسن و این آقاهه هه هه گفتی دد ما نیز میگد. اتفاقن من خوشم میاد از این تیپای ژاپنی … هرزگاهی میونشون قیافه های جالبی پیدا میشه (که البته این در جرگه ی معجزات و این جاست که فرزندم تو باید با این همه نشونه به خدا ایمان بیاری) … در ضمن از امید واریت بابت کنکور واقعن متشکرم برادر :D:D:

  5. سلام تازه وبلاگت رو دیدم به جمع هوموها خوش اومدی….الهی بمیرم که تو دقیقا دو روز از عشق من(کسری جونم) کوشولوتری.اما عشقم هنوز نمیدونه چند تا دوسش دارم هااااا….منم مثل تو اهل اصفهانم

  6. 1.آيا زيپ در پاره شدن خشتك شلوار تاثير دارد؟( من واقعا بايد بدونم!)

    • ببین فرزندم هنگامیکه شلواری زیپ داشته باشه … شما در عذابی و هی به خودت می لولی ولی کاری هم از دستت ساخته نیست که نیست چراکه یه جور حالت خفگی بت میده … عینهو تو گور !!!! البته این حالت خفگی رو در مقایسه با شلوار کمر کشی گفتم … اصولن شلوار کمر کشی رو می تونی به راحتی توش پشت وارو .. آفتاب مهتاب .. و خلاصه از این کارا بندازی. واسه همین من به شلوار کمر کش می گم شلوار خانواده دیگه :D:D:

  7. ها ها ها…
    در مورد پیک سنجش باهات موافقم. هیچ چیز بدردبخوری توش ننوشته
    منم جومونگ رو اولین بار توی عید دیدم. از بچگی عاشق فیلم ها و سریال های جنگی بودم. گرچه خشونت توی سریال جومونگ در اون حد نیست که منو ارضا کنه !
    اتفاقا منم بیشتر از همه از اونی که تو خوشن میاد خوشم میاد و با نظر کله پاک که می گه احتمالا اون گی ه موافقم

  8. در ضمن توبی کنکور برات آرزوی موفقیت می کنم
    اگه رتبه ی خوبی می خوای سفت بچسب بهش
    دیگه چیزی نمونده!

    • هی هی هی هی هی هی … کنکور … هی هی هی هی … کنکور … های های های های …. و این داستان ادامه دارد

  9. بچه جان خیلی بامزه مینویسی.. هنوزم دارم میخندم!
    نگران جناب کنکور نباش.. امیدوارم قبولی… بهتره دوره پی سی خندق بکنی تا نتونی تا تموم شدن کنکور بیای اینجا!
    این سریال رو من ندیدم ولی مثل اینکه کره ای ه.. ژاپنی ها خوشکل ترن.. تو تمام آسیایی ها.. منظورم نژاد زرد ه.

  10. ااااا بابا چاکریم … نگین … الانس که آب شیم بعد حیفه ها. به گنکور نمی رسیم هاااا !!
    آره اتفاقن این خندقو شدیدن بات موافقم. یه وخ فکر نکنی که من همش تو نت تلپماااا … نه اصلن. الانم که دیدی اومدم واسه این بود که بم الهام شد که شما اومدی گفتم بیام یه سلامی بدم … باور کن فقط همیییییین !
    وقتی این جوری بم می گی احساس می کنم خیلی بزرگی … و هی احساس می کنم اینقدر بزرگی که باید بت بگم شما !! یعنی چه قدر بزرگ می تونی باشی آیا ؟! :D:D:

  11. khahare man ashegh shode?…na goftam khaharam mige yeki az marday seriale asheghe in yaru khoshgele shode bude fek mikarde zane…

  12. ااا چه پیچیده !!

  13. aha movazeb bash napichi in dame konkoori k baz shodanet moshkel mishe:D

  14. 9D2yRt zgoubnnfyrvb, [url=http://glqsyeqteemp.com/]glqsyeqteemp[/url], [link=http://tscnpevpgpfu.com/]tscnpevpgpfu[/link], http://imlzzcdsifsj.com/

  15. چرا می زنی خب ؟؟؟ وا ؟؟!!! چشم

  16. raftam tu kare eslahat akhe:=))m

  17. آهای دختر!
    بگو کنکور رو چیکار کردی؟

  18. بخاطر اینکه اون مرد سمت چپیه گی هست.

  19. باران جون خیلی غلط املایی داری…اعصاب آدم خرد می شه

  20. جواب دادم برای اینکه صرفا روحتون شاد شه.واینکه سمت چپیه اسمش اته است شوهر سوسانو.مطلبت رو هم نخوندم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: