Globe


خب نخست اینو بگم که خیلی خیلی خیلی خوشحالم که توسنتم دوباره بیام بنویسم آخه این چند وقته اصلن وقت نمی کردم بیام تنها یک یا دو بار تونستم برای 5 دقیقه بیام نت و میلمو چک کنم … همین ِ همین !! 28 –ام که آزمون سنجش داشتم و کلی هم ررر ی ی ی د د م م و بعدشم دوباره کلی گرفتاری دیگه و خرواری از کتاب هایی که هنوز لاشونم باز نکردم ولی امید وارم که توی کنکور بتونم همشونو دست کم 70% بزنم !!

تو همین چند روز گذشته چند تا پیشنهاد خیلی خیلی خیلی خوب داشتم واسه گذاشتن کلاسای نجوم و برگزاری چند تا کارگاه فضایی توی ِ این پژوهش سراها̨ که هر چی سبک و سنگین کردم دیدیم اصلن نمی شه و نمی تونم برم واسه همین در کمال ناراحتی و تاسف ردشون کردم. شاید دلم می خاست می زدم زیر گریه ولی از اون جایی که من این چند وقته واقعن خل شدم حتا گریه هم نتونستم بکنم. وقتی می گم خل شدم یعنی واقعن زده به سرمااا !! نمی دونم شاید خرمگس جان راس می گفت̨ شاید افسرده شدم و یا به نوعی خود آزار شدم̨ شاید بشه بش گفت سادیسم یا مازو خیسم/مازوشیسم  که در مراحل ابتدایی به سر می بره. همین چند روز پیش بود که داشتم یه مقوای بزرگ با کاتر (بخانید تیز بر) به طرز وحشیانه می بریدم و مدام بابت این حرکت دهشناک اظهار شرمساری می کردم واز او ن جایی که من موقع درس خوندن و یا هر کار دیگه روی زمین̨ کف اتاق کاملن پهن می شم̨ و از اون جایی که واسه علامت زدن مقوا واسه چند دقیقه کاتر (همون بخانید تیز بر ) رو رویس زمین گذاشته بودم̨ یه آن پام لیز خورد و دیگه حتمن حدش زدید که چه اتفاق وحشتناکی افتاد … بله درس حدس زدید̨ تیز بر ( بخانید کاتر) تا نیمه ی قطعه ی اولش رفت تو پام و جالبیش اینجاست که حتا متوجه نشدم که این اتفاق افتاده وعینهو قوچ به کار خودم ادامه دادم̨ تازه موقعی که می خاستم مقوا رو ببرم دیدم که سر کاتر خونی ِ و زمین و زمونو فحش کاری کردم که چرا سر تیز بر (بخانید کاتر) گواشی ِ !!

نمی دونم این همه هوش سرشار و این همه گاو بودن در زمینه احساسی به خاطر بتهوونی بود که داشتم گوش می کردم یا کلن ذاتیه̨ ولی به هر حال موقعی که می خاستم بلند شم و دستمالی پیدا کنم تا کاتر (بخانید تیز بر) رو پاک کنم کمی احساس درد کردم تو پام̨ بعدش تازه طبق عادت همیشه به پای محترمه ی خودم عرض کردم که هی کوچول الکی زر زر نکن که اصبن حال و حوصله کشیدن ِ ناز ِ تو یکی رو ندارم̨ زیادی زر بزنی خودت می دونی. بعد دیدم نه انگار زیادی درد می کنه یه نگاهی انداختم دیدم که

ب ب ب ب ع ع ع ل ل ل ه ه ه ه  چه اتفاقی افتاده و ساق پام که کاملن خونیه و تازه کف اتاقم خونی شده̨ البته نا گفته نماند که واقعن یه نمه درد داشت و لی من به حای اینکه برم بیرون جیغ و داد بکنم ترجیح دادم بشینم کف اتاقو به خون اوومدن ِ  پام نگاه کنم. آخه مگه چند بار آدم از این اتفاقا براش پیش میاد که پاش اینجوری به خون بی افته !؟ واقعن جالب بود̨ راس می گم̨ ناحیه پاره شده پوستش کمی دندونه دندونه شکل شده بود و خون مثل یه نخود کوچولو زیر پوشت جمع شده و سفت شده بود و از لای زخم به آرومی می اومد بیرون̨ اولش یه باریکه کوچیک بود ولی بعد یکم دیگه که پیش روی می کرد به سمت پایین به خاطر ناهمواری های ماهیچه ای پا به چند شاخه تقسیم می شد و آروم آروم تا روی مچ پا می اومد پایین و دوباره به چند شاخه ی دیگه نقسیم می شد و یا همون یه باریکه مسیرش کج می شدو سریع لیز می خورد و می رفت پایین. از اون جایی که زخم پشت ساق پام بود پس مسلمن خون چندانی به روی پام نمی رسید و شوربختانه (نخانید متاسفانه) نمی تونستم عبور خون رو از لابه لای انگشتای پام تماشا کنم.

در تمام این مدت این قدر غرق تماشا شده بودم که دیگه اصلن درد رو احساس نمی کردم. خلاصه دیگه کم کم احساس کردم که زیادی دارم بی شعور می شم̨ واسه همین بلند شدم با دستمالی که اولش می خاستم باش تیز بر (بخانید کاتر) رو پاک کنم̨ پامو تمیز کردم و بعدشم رفتم یه دوش گرفتم و حالا که حدودن یه هفته از این ماجرا می گذره تقریبن جاش خوب شده  و تنها کمی صورتی رنگ شده و درد هم نداره.

وقتی این ماجرا رو واسه مام (بخانید مادر جان یا مامان جان) تعریف کردم چنان عصبانی شده بود که می خاست یکی بخابونه تو گوشم ولی از اونجایی که داشت پیاز خرد می کرد و تو دستش چاقو بود̨ پس پشیمون شد و به گفتن چن تا بی شعورِ  بی دقت اکتفا کرد.

خب کمی از این ماجراهای سادیسمی فاصله می گیریم و می ریم سراغ دکلمه ای که این بار آماده کردم. از حالا به بعد تصمیم گرفتم نام موسیقی مورد استفاده و سازنده ی اون رو هم براتون بزارم تا اگه خاستین خود موسیقی رو گیر بیارین.

یه چیزه دیگه اینکه از این به بعد تصمیم گرفتم هفته ای یه بار اونم آخر هفته ها یعنی جمعه ها بیام نت و میل بچکم و پست بنویسم و کامنتارو بخونم و پاسخ بدم و برم سایت ها و بلاگ های مورد علاقم و براشون نظر بزارم و اگه کاری دیگه ای هم دارم انجام بدم که اونش دیگه به شما ا ُرْتُ باطی پیدا نمی کنه !!

شرمنده لینک دکلمه پاک شده !! حتا برای شما دوست عزیز -10/23/2009

ترانه : چاریوت

موسیقی 1 (Secound_Flute)  : موسیقی متن فیلم Red کارگردان : Krzysztof Kieślowski

موسیقی 2 (Treason) : موسیقی متن فیلم Blue کارگردان : Krzysztof Kieślowski

آهنگساز : Zbigniew Preisner

~ توسط Chariot در آوریل 24, 2009.

10 پاسخ to “Globe”

  1. preisner k khodast…nemidunam filmay kishkofsly ro bedune in soundtrack ha chejur mishe tasavor kard…soundtracke veronica is the best

  2. mishe begi en Veronica marboote be kodoom filme ?? too liste musicaye man nabood !!??

  3. این خونریزی خیلی وحشتناک است یادم می آید که وقتی بچه بودم دستم را با کارد بریدم هنوز که هنوز است با یادآوری خاطره ی آن دچار وحشت می شوم. شما چطور با خونسردی خونریزی را تماشا می کردی؟
    این تماشا کردن خون و نحوه ی پایین آمدن آن من را یاد شعری از ساقی قهرمان انداخت.
    .

    • اوه جدن ؟؟ !! خاهشن این شعری که می گی رو برام بفرست. مشتاق شدم بخونمش. در باره ی خون ریزی هم اصلن کاری نداره … یه بار تلاش کن این کارو انجام بدی و خونسرد باشی … 100% می تونی !!
      ولی کلن من آدم خونسردیم و تا حدی بیخیال !!! :D:D:D

  4. filme the double life of veronica male kishlofski

  5. به به میبینم برگشتی و وقت صرف نموده و پستیدی؟همه ی نوشته رو خوندم.پات جیز بشه و نفهمی؟وای چقدر …
    سعی کن بیشتر بیای نت و به دوستان خوب و عزیزی که داری و من اولیش هستم سر بزنی باشه؟ قول دادی یادت نره ها.
    هر کی به من سر نزنه شاهپره نیشش میزنه.
    :d

  6. جااااااااان ؟؟ آها بله چشم

  7. لینک این دکلمه درسته؟ من 2 بار دانلود کردم خراب بود

  8. بی خیال!!!!… اگه جاییم زخمی بشه دلم واسه خودم میسوزه.. گناه داره تنت!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: