The Untouchables By Brian De Palma


Prohibition has transformed Chicago into a City at War. Rival gangs compete for control of the city’s billion dollar empire of illegal alcohol, enforcing their will with the hand grenade and Tommy gun. It is the time of the Gang lords. It is the time of Al Capone -1930

The Untouchables


پ.ن 1 : خب من دیروز از صبح تا ظهر داشتم با داداشم حرف می زدیم. از هر دری حرف زدیم وچه خوب که صحبتمون به شمس هم رسید و من اون ماجرای زن بودن یا همجنسگرا بودن شمس وچیز میز های دیگه ای که در این باره می گن رو کشیدم وسط و خب شک نکنید که بحثمون به همجنسگرایی هم کشید و کلی هم دربارش حرف زدیم. چه جالب اصلن مخالفتی با این قضیه نداشت و حتا ازم در باره گرایش خودم پرسید و خب منم رک بش گفتم دیگه و اونم گفت به گمونش بای باشه البته نه به این مستقیمی ولی خب اینقدر تابلو اشاره کرد به این موضوع که میشد فهمید. در کل چیزی که فهمیدم این بود که با اینکه در باره این چیزا زیاد نمی دونست ولی خب ذهنش باز بود و مخالفتی با ورود این جور چیزا به ذهنش رو نداره ولی خب موضوع گی بودن براش جالب بود و با مزه و هیجان انگیز. چه خوبه که آدم داداش داشته باشه (واج آرایی در حرف ش!) اونم بزرگتر از خودش چون میشه باش حرف زد وای من دیروز چقدر خود ِ خودم بودم.

پ.ن 2 : خب فیلم جالبی بود به خصوص خیلی از صحنه ها و زاویه های دید حس هیچکاکی بم می داد و صحنه رها شدن کالسکه و تلاش برای حفظش در عین تیر اندازی به آرومی » رزم ناو بوتمکین» رو تداعی می کرد.

پ.ن 3 : وای که دنیرو یه باره دیگه فوق العاده بودنش رو به من ثابت کرد. چشمای گرد ِ من موقع تماشای صحنه های بازی دنیرو حقیقتن که دیدنی بود. وای … آل کاپن انگار در اون حلول کرده بود … چه مقدس !!!

پ.ن 4 : چشمای تیز اندی گارسیا هم که …

پ.ن5 : تیکه ای که یه نمای باز از سواره نظام به همراه تسخیر ناپذیرا کناره پل نشون میده خندم میگیره انگار که می خاد وسترنو به مسخره بگیره … یه آن دلم واسه Morricone سوخت.

پ.ن 6 : بابا من اونقدرا هم آمپر حماقتم بالا نیست. حالا یه غلطی کردیم گفتیم آقا حموم که میریم حال می کنیم آب میریزه رو سرو کلمون دلیل نمیشه که اصلاح الگوی مصرف نداشته باشیم !!

پ.ن 7 : لحظه شماری می کنم واسه آخره هفته با دختر خالم برم بیرون.

پ.ن 8 : دی پالما با دنیرو چه خاطره انگیز… هه هه ه ه ه ه

پ.ن 9 : قابل توجه خرمگس جان ما تعدیلازیسیونه بلاگ رو ور داشتیم !!!!

پ.ن 10 : تموم شد دیگه.

~ توسط Chariot در مارس 24, 2009.

11 پاسخ to “The Untouchables By Brian De Palma”

  1. خوش یه حال هرکی داداش نداره.داداش منو با یه من عسل؟ بلکه با عسل دنیا هم نمیشه خورد.
    آخر هفته؟ دخترخاله؟ خبریه؟

  2. بابا مگه داداش چشه ؟؟؟ من که دو تاشو دارم کلیم حال می کنم … واقعن خیلی خوبه. آخر هفته میریم بیرون با هم. نه خبره خاصی نیست فقط چون دوسش دارم واسه همین خیلی ذوق کردم که میریم بیرون !!!

  3. Che khoob ke baradaret enghad roshanfekre. Be nazare manam gay budan hayajan angiz va jaleb va albate tabiee hastesh. filme Untouchables ham kheili bahale. Be nazare man mese ye Godfather e jamo joor shode umad.

    • بابت داداش ممنون. آره خب هرجا مافیا باشه اولین چیزی که تو ذهنه یه بیننده تداعی میشه Godfather هستش هر چند جای خالی Don Corleone حس بشه.

  4. من بالاخره يه دختر پيدا كردم كه راك گوش مي ده و عاشق برد پيت نيست! (اينجا اسمايلي خنده ي شيطاني نداره؟به هر حال ) ها ها ها ها !
    اتفاقا منم يه شب خواب ديدم يه پسر گروپيم(groupie) و با يه راك استار تو يه اتاق حبس شدم. مغشوش بود!ضيغ الگوي مصرف اصرار داره بقيشو نگم…

    • برد پیت خوبه ولی نه در حد عاشق بودن … او او اوووووووووووه .. بگذریم حالا !
      هرچند شوربختانه (بخانید متاسفانه !) ارتباط پیچیده و فوق العاده فلسفیه خاب شما رو با پست خودم نفهمیدم (یعنی یه جورایی به لایه های ژرف درونیش پی نبردم) ولی به هر حال احساس همزاد پنداری می کنیم با شما.

  5. دادش من ….
    ولی خوبه بشه با داداش حرف زد .

  6. من داداش ندارم ولی برای خواهرم خوشحالم که یه داداش باحال مثل من داره ;-D (بابا کسی که واسمون نوشابه باز نمی کنه خودمون باید دست به کار بشیم!)
    در ضمن من از دی پالما بدم میاد. خیلی کارگردان هردمبیلیه. این فیلمش رو ندیدم اما باقی فیلماش من رو تا حد عق زدن بردن. کلا این که از دی پالما بدم میاد. اما از برد پیت خوشم میاد (حالا شما بگین در پیت!) از اصلاح الگوی مصرف هم بدم میاد! از اندی گارسیا نیز همچنین! از چیزهایی که من ازشون بدم میاد میشه یه لیست به بزرگی شاهنامه تهیه کرد. راستی چرا پستت این قدر پس نوشت داره؟! تو هم که مثل خودمی!

    • واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای EraZer Head تو فوق العاده ای پسر !!! اینم یه در نوشابه ی توپ واسه عیدی شما :D:D:D
      کار اولیه که از دیپالما دیدم … به عنوان کار اولی که دیدم بد نبود دست کم نه در اون حدی که شما می گی ولی خب هردمبیلی رو شاید بتونم یکم تو کارش ببینم. در باره پ(س)(ی) نوشت ها هم باید بگم که اوهوم من همیشه کلی از چرندیاتم بعد از اینکه پستو نوشتم یادم میاد و از اونجایی هم که حال ندارم دنبال یه جای مناسب واسه چپوندنش میون باقی جمله ها پیدا کنم پس بصورت پ.ن n نطقیاتمو عرض می کنم.
      هی تو فوق العاده ای !!!!!! خب بسه دیگه … واسه امشب بسه … زیادی انگیزه می گیری !!

  7. 1.من كل پستا رو خوندم بعد كامنت گذاشتم اون وقت فك كردم…
    2. مساله كابوس نيست … گفتم كه خائوسه…
    3.برادرم بيشتر به اين پسته ربط داره يا دي پالما؟
    4.همين طوري ياد engel افتادم! مساله رويام نيست…
    5.مساله تنهايي غريب كوكتو و ديوانگي مقدس منحرف شده ي شاملوه…

    • آره می دونی کژال مساله اصلن برادره من یا دی پالما !
      آره می دونی کژال مساله اصلن کابوس بودن یا رویا بودن نیست !
      آره می دونی کژال مساله اصلن تنهایی غریب شاملو یا دیوانگی منحرف شدس نیست !
      آره می دونی کژال مساله اصلن حتا اصلن تنهایی غریب کوکتو هم نیست !
      می دونی کژال مساله دقیقن به همون بی ربطبیه شاره های 1 2 3 … n در یه پرسش گ …و …ز پیچ کننده ی ریاضی هستش.
      اینجا تفاوت زندگی ها و خب 150 % مدل لمس کردناس …
      هر چند هیچ وقت هیچ مساله ای نبوده ولی ما حلش می کنیم حتا به زور هم که شده مصلوبش می کنیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: