بهار


نه انگار راستکی سال نو شده … اصلن باورم نمیشه که به این زودی من یه سال دیگه بزرگتر شدم̨ اصلن باورم نمیشه که الان سال 88 … 2 تا عدد که هر دو از یه جنسن̨ هر دو 8̨ هر دو زوج !! دو تا 8 کنار هم خیلی خیلی خیلی زیبان و من به اندازه هر دوتاییشون بزرگ تر شدم و نزدیک تر به آرزوهام … 2 * 8 میشه 16. من امسال 16 گام در مسیر زندگیم بر می دارم. 16 گام خیلی خیلی خیلی مهم. 16 گام خیلی خیلی خیلی بزرگ !! وای من امسال چقدر خوشبختم … امسال یه سال خیلی خیلی خیلی خوبه واسه هممون و واسه من یه سال فوق العاده. پنجره ی اتاقمو بعد از یه فصل سرد طولانی تازه امروز باز کردم یعنی جرئت کردم که باز کنم … وای چه هوایی. نه انگار راستکی بهار اومده. پنجره رو که باز کردم دیدم یه برگ سبز کوچولو که هنوز نوکش یه ذره نارنجیو زردِ چسبیده بود به شیشه … برگو که برداشتم وقتی لمسش کردم تازه فهمیدم که خیلی وقته که این جوری یه برگو میون ِ انگشتام حس نکرده بودم̨ لطافتش … مرطوب بودنش … وقتی بوش کردم بوی نارنج میداد. تازه اون موقع بود که فهمیدم وای من اصلن به کلی از یاد برده بودم که ما توی باغچه ی کوچیک خونمون یه درخت نارنجم داریم … کم کمَک دلم خاست برم تو حیاط … بعد که رفتم تو حیاط تازه دیدم واااای نه انگار راستکی بهار اومده آخه همه گلای باغچه ی کوچیکمون باز شده بودن … با کلی زنبورای زرد رنگ که بالای سرشون تاب می خورنو منتظرن که یکی بیاد شیره آب حوضو باز کنه تا اون موقع برنو دوره شیار های آب حلقه بزننو سروصدا کنن …حوض !! .. وای حوضمون … به کلی از یاد برده بودم که ما یه حوض کوچیکم داریم تو حیاطمون … رفتم سراغ حوض کوچیکمون … با تعجب خیلی خیلی خیلی زیاد دیدم که حتا بهار سراغ حوض کوچیکمون هم اومده بود … حوض پرِ آب بود و فقط جای چندتا ماهی کوچولو خالی بود که همون موقع بابا م اومد و چندتا ماهیو که تازه گرفته بود رو به آرومی از توی نایلون در اوورد و گذاشت توی حوض … اون موقع خندیدو پیشونیمو بوسید ̨ خیلی خیلی خیلی آروم̨ و گفت : هان ؟؟ چیه ! انگار هنوز باورت نشده … بابا بهار اومده دیگه …

باورم شد که آره بهار اومده. تو همین فکرا بودم که گوشیم چند بار پشت سر هم صدا کرد. زودی رفتم سراغ گوشی̨ باورم نمی شد که از دیشب تا همین حالا 18 تا sms داشتم با کلی زنگای پاسخ داده نشده که همشون اومدن ِ بهارو بم تبریک گفته بودن ولی من هیچ کدومو نخونده بودم.

تازه فهمیدم که بهار اومده ولی من هنوز از ترس ِ وزش یه باد ِ سرد جرئت نکرده بودم پنجره ی اتاقمو باز کنم. دوباره رفتم سراغ پنجره ی اتاقم که البته الان دیگه باز بود ولی از اون طرف به پنجره نگاه کردم̨ بر خلاف همیشه̨ توی اتاقمو از دریچه پنجره ی کوچیکم نگاه کردم … دیدم که وای چقدر آشفتس̨ خیلی جاهاشو خاک گرفته̨ بهم ریختس̨ درو دیوارش مث اون موقع ها تمیز نیست̨ کمدام حتا رنگ و جلای اون موقع رو نداره و کلی چیزای دیگه که بم ثابت می کردن من دارم کم کم میمیرم.

تصمیمو گرفتم که این زندگی زندگی نمیشه …همه دارن بهارو جشن میگیرن …آخه دختر نا سلامتی امروز روز اول بهار … 1 فروردین 1388 !! می فهمی ؟؟ تو دیگه الان 18 سالته (هرچند هنوز تولدم نرسیده پس من هنوز حتا به سن قانونی هم نرسیدم !!)

تصمیم گرفتم تغییر کنم و خب واسه یه تغییره اساسی اولین کاری که میشه کرد اینه که ظاهرتو عوض کنی. خب منم دست بکار شدم و یه دستی به سرو روی اتاق ِ کوچیکم کشیدم. کلی از خرتو پرتارو ریختم بیرون. دستمال برداشتم گرد گیری کردم. تا جایی که قدم میرسید دیوارا و پنجره هارو تمیز کردم واسه بقیشم رفتم پله اووردم. همه تعجب کرده بودن … همه … آخه من تازه سرما خوردگیم خوب شده و تا قبل از اون مث یه توده ی بی مصرف افتاده بودم کنج اتاقم و فقط می خابیدم ولی حالا …

خوب ِ خوب که اتاقم تروتمیز شد رفتم حموم̨ یه حموم حسابی کردم̨ هرچند آب خیلی کم بود چون به هر حال روز اول عید ِ و مصرف آب بالاست ولی خب بازم خیلی خیلی خیلی چسبید. وقتی قطره های آب ذره ذره و نرم نرمک جاری شدن رو کویر خشکیده ی بدنم انگار یه حسی قلقلکم میداد که بزنم زیر خنده … منم که تازه داشتم یه نفس آرومو تازه می کشیدم زدم زیر خنده … انقدر بلند بلند بلند خندیدم که مامانم اومد در زدو گفت : دختر پس چته ؟؟ حالا خوبه همین دیروز حموم بودیا !!! منم گفتم : نه مامااااااان من سال هاست که حموم نرفتم … نمی دونم اصلن شاید بارِ اولیه که میرم حموم … وای من چقدر حموم مردنو دوس دارم !! مامانمم که می دونم از سر عقل اومدن دخترش نا امید شده بود میزان نگرانیشو فقط با یه ضربه به در حموم نشون داد به این معنی که زود بیا بیرون ولی من تازه دارم آبو احساس می کنم … تازه دارم خیس میشم … تازه دارم گرم میشم … نچ نه نمیشه من حالا حالا ها تو حموم کار دارم …!!!

یکی دو ساعت که گذشت احساس کردم انگار پوستم داره کم کم جَم میشه … احساس خیس خوردگی می کردم … تصمیم گرفتم بیام بیرون … موهامو که سشوار کشیدم (هرچند انقدر کوتاه هستن که نیازی به سشوار نداره ) اومدم بیرون و دیدم همه دارن بم می خندن خب منم زدم زیرِ خنده و گفتم : حب چیه مگه ؟؟ خوشگل ندیدین ؟!

حالا که دارم این پستو می نویسم خیلی خیلی خیلی حس خوبی دارم که از این همه شادی و خوشحالی و خیلی خیلی خیلی هم ناراحتم بابت خالی شدن جای یه وبلاگ نویس دیگه میونمون. امید رضا میرصیافی کسی بود که به خاطر بیان باورهاش به زندان افتاد و بعدشم بدست یه عده بی شرف کشته شد مثل بقیه و این همه ما رو ناراحت می کنه ولی چیزی که می تونه امید بخش باشه اینه که ستم پیشگان هم روزی سقوط خاهند کرد̨ تنها ای کاش ما ها حواسمون باشه که خیلی دیر نشه واسه خیلی از چیزا ها …

خب یه آهنگ براتون میزارم که سمفونیه بهار هستش از ویوالدی … خیلی زیباست و واقعن حس بهارو به آدم میده البته خودمم از 2 ماه پیش تا حالا دیگه گوشش نکردم و این چند وقته با اینکه خیلی دلم می خاست گوش کنم ولی گوش نکردم تا بهار راستکی برسه و من آهنگو بزارم در بلاگ و همه با هم گوش بدیم. این آهنگو تقدیم می کنم به همه ی همه ی همه ی شما ها که تا اینجای نوشتمو خوندین به ویژه به بهراد عزیز به خاطر سرعت اینترنتش !!

جهان است شادان به پندار ِ نیک

ز ِ پندار ِ نیک است گفتار ِ نیک

چو گفتارو پندار ِ تو نیک شد

نیاید ز ِ تو غیر ِ کردار ِ نیک

شاد باد نوروزتان … فردا روز ِ بهتریست

Spring-Vivaldi


Happy New Year


~ توسط Chariot در مارس 20, 2009.

22 پاسخ to “بهار”

  1. وااای چقدر خوشحالم کردی دختر !
    این یکی رو حتما دانلود می کنم حتی اگر یه روز طول بکشه !
    منم از بچگی عاشق آب بازی بودم. وقتی حمام می رم به کمتر از یک ساعن قانع نمی شوم. این ایستادن زیر دوش و بستن چشم ها در حالی که قطرات آب روی پوستت فرود می آید خیلی لذت بخش است.
    امیدوارم سال خوبی همراه با سلامتی و موفقیت داشته باشی! مخصوصا که امسال کنکور هم داری.
    خودم یک چند ماهی می شود که از دستش خلاص شدم و فعلا در حال ریکاوری هستم.
    باز هم ممنونم از شما

    • وااااااااای خیلی خوشحالم که خوشحال شدی پسر !! و امید وارم از گوش کردن بهش لذت ببری̨ خیلی خیلی خیلی زیاد. میگن سال نو رو هر جور که آغاز کنی همو جوری تا پایان اون سال باقی خاهی موند. سالتو خوب خیلی خوب شروع کن و امید وارم تا پایان سال خوشحالو شاد باشی … هممون خوشحالو شاد باشیم … هممون به تموم چیزایی که می خایم برسیم … هممون

  2. […] لینک به منبع […]

  3. در مصرف آب صرفجویی کنیم.حتی اگه لذتش زیاد باشه..

    • آره خب تازه امسالم که شده سال … سال … سال چی بود راستی ؟؟ بهینه سازی ؟ نه نه بهینه کردن ؟ نچ نه خوب مصرف کردن ؟؟ نه نه نه … یه الگوی خوب … آها مهرورزی … خب مهربونی … عداااالت … آره ؟؟ اهااا یادم اومد الگوی سالم مصرف یا یه همچین چیزایی !!! به هر حال ما که سالی یه بار میریم حموم حالا بزار این سالی یه بارم بمون خوش بگذره … ها

  4. دوست عزیز نگفتید چه تغییری در پیوند وبلاگ شما بدهم. فقط نوشت اید یک کمی جا به جا کنم؟ لطفا توضیح بیشتری بدهید.

    • میرزا کسری بختیاری عزیز منظورم این بود که من گی نیستم که منو در قسمت گی ها پیوند کردید به همین دلیل لطف کنید در قسمت لزبین ها پیوند کنید … از همکاریتون بسیار ممنونم. البته خب لز یا بای بودن من هنوز زیاد مشخص نیست !! یکم کار می بره دیگه :D:D:D
      ممنون

  5. فکر کنم تنها جایی که فیگور «ملالت بار بودن عید»رو باید از دست بدم و مثل بچه آدم بیام تبریک بگم سال نو رو و از خوشحال بودنت توی سال نو خوشحال باشم و آرزوی موفقیت بکنم همینجاست
    سال نو مبارک دوست من!
    چومبی!

    • اهه چه جالب !!! وا خاک عالم مگه عید ملامت باره !؟!؟!؟!!؟ چه خوب که اینجا از اون فیگورا نگرفتی … ممنون. راستی چومبی یعنی چی اونوقخ ؟؟؟؟؟

  6. راستی صدات خیلی قشنگه توی یک رویای نارنجی

  7. اره منم امروز کلی اتاقم رو گردگیری کردم.خیلی وقت بود که غبار زیادی همه جا رو گرفته بود.امروز همه رو پاک کردم چون سال نو هست و باید همه جا و همه چیز تر و تمیز شه. سال نو شما هم مبارک.

  8. من که به خدا کامنت گذاشته بودم عیدم تبریک گفته بودم کو پس؟

  9. آها در انتظار تعدیله

  10. حالا براي يك پياله آب /چشم هايت راببند / و هرچه دلت مي خواست / از خواب گريه بخواه

  11. تو قسمت VIP هات خودتو یادت رفته بنویسی!

  12. سلام نوروزی و بهاری
    ممنون سرزدی و خوندی . بهار خوبی داشته باشی.
    امیدوارم همیشه نوشته های خوب مثه این از شما بخونم.

    • خیلی ممنون مریم جان نوروزی و بهاری. من نیز شخصن امید وارم از این موووود سرخوشی بیرون نیام. منتظر پست های جالب بعدی هستیم

  13. درود دوست عزیز. خیلی زیبا توصیف کردی. نوروزت پیروز. هر روزت نوروز.

    + البته غم از دست رفتن یک وبلاگنویس در نوروز امسال سخت بود.

    + چهارفصل ویوالدی هم حرف نداره.

    شاد و پیروز باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: